امام علی (ع)
«گوشه هایی از وصیت نامه مولای متقیّان، امیرأامؤمنین، امام علی (ع) »
1) شما را به تقوا و پرهیزگاری و ترس از خدا وصیت می کنم.
2) دنیا پرست نباشید ، گرچه دنیا به سراغ شما آید.
3) در مورد آنچه از امور دنیا از دستتان می رود ، افسوس نخورید.
4) حق بگویید.
5) برای پاداش الهی کار کنید.
6) دشمن ظالم باشید.
7) یار مظلوم باشید.
8) نظم در امور را رعایت کنید.
9) بین مردمی که با هم اختلاف و درگیری دارند ، اصلاح به وجود آورید . من از رسول خدا شنیدم که فرمود اصلاح بین مردم از یکسال نماز و روزه شما برتر است.
10) در مورد یتیمان مواظبت کنید ، مبادا گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند.
11) با همسایگان خوش رفتاری کنید. چرا که آن ها مورد سفارش پیامبر هستند. آن حضرت همواره نسبت به همسایگان سفارش می کرد تا آن جا که ما گمان کردیم به زودی سهمیه ای را در مورد ارث بردن همسایه از همسایه ، قرار خواهد داد.
12) در مورد قرآن مواظب باشید ، نکند دیگران در عمل کردن به آن از شما پیشی بگیرند.
13) به نماز توجه جدی کنید، چرا که نماز ستون دین است.
14) در مورد خانه کعبه مواظب باشید ، تا هستید آن را خالی نگذارید ، که اگر خالی گذارده شود ، مهلت داده نمی شوید و بلای الهی شما را فرا می گیرد.
15) با اموال و جان ها و زبان های خود در راه خدا جهاد کنید.
16) پیوند های دوستی بین خود را محکم کنید.
17) بذل و بخشش را بین خود فراموش نکنید.
18) از قهر شدنو قطع رابطه بین خود بر حذر باشید.
19) امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید ، که در صورت ترک ، اشرار بر شما مسلط شوند. در این صورت هر چه دعا کنید به استجابت نمی رسد.

سلام دوستان عزیز.خواستم آپ بکنم دیدم چه سخنی بالاتر از سخن مولا قرار می گیرد. مگر این که باز هم سخن مولا یا آیه ای از قرآن باشد.هیچ کدوم از آون ها رو هم که نمی خواستم آپ بکنم.پس با اجازه شما مطلب رو زیر سخن مولا علی (ع) آوردیم.![]()
شخصی که می خوام براتون معرفی کنم.جان اشتاین بک- برنده نوبل ادبیات۱۹۶۲- یکی از برجسته ترین نویسندگان ادبیات پایداری می باشد.
جان اشتاین بک در بیست و هفتم فوریه ی 1902 در ایالت کالیفرنیای آمریکا چشم به جهان گشود.پدر وی خزانه دار بخشداری و مادرش آموزگار بود.وی هنگامی که به مدرسه می رفت ، گاهی در کشتزارها نیز کار می کرد و در این میان به علوم نیز دلبسته شد و یکی از لابراتوارهای محلی کاری یافت.
جان اشتاین بک به سال 1919 وارد دانشگاه شد و همچنان به کار کردن در روستاها رغبت داشت.وی به سال 1925 بی آن که مدرک و دانشنامه ای دریافت کرده باشد ، دانشگاه را رها کرده و به نیویورگ رفت. در این شهر زمانی خبرنگاری کرد و مدّتی نیز از کار بنّایی و ناوه کشی نان می خورد.
پس از دو سال به کالیفرنیا بازگشت و پاسبانی خانه ایی را پذیرفت. در این کار وقت کافی برای خواندن و نوشتن پیدا کرد. نخستین اثر چاپ شده خود را در این کتاب که «فنجان زرین» نام دارد در این هنگام نوشت. این کتاب به سال 1929 از چاپ بیرون آمد. پس از آن «چراگاه های آسمان»(1932) ، «به خدایی ناشناس»(1933) ، «تورتیلافلت» (1935) ، «در نبردی مشکوک»(1936) ، «موش ها و آدم ها» (1937) ، «کرّه اسب کهر» (1937) ، «خون نیرومندی دارند»(1937) از وی چاپ شد.در سال 1937 به اروپا رفت و کشورهای اسکاندیناوی و شوروی سابق را دید.پس از بازگشت وی نخستین مجموعه ی داستان های کوتاهش به نام «دره ی دراز»(1938) چاپ شد.پس از آن «خوشه های خشم»(1939) ، «دهکده ی از یاد رفته» (1941) ، «دریای کورتزر»(1941) ، «ماه پنهان است» (1942) ، «بمب ها را بیفکنید» (1942) و داستان کوتاهی به نام «چگونه مک گلیکدی با رابرت لوی استونس دیدار کرد» (1943) از او به چاپ رسید. در تابستان 1943 در روزنامه ای در نیویورگ به خبرنگاری پرداخت و سپس عازم انگلستان و صحنه های جنگ مدیترانه شد. در پایان همان سال به آمریکا بازگشت و «راسته کنسروسازی» در سال بعد نوشت و در سال 1945 چاپ کرد. در سال 1947 «اتوبوس راه را گم کرده » و نیز «مروارید» را نوشت.در تابستان همان سال سفری به شوروی سابق کرد و آنچه را که دیده بود در کتابی به چاپ رساند.
از میان آثار وی مشهورترین آن ها «موش ها و آدم ها» (1937) و «خوشه های خشم»(1939) هستند که هر دو نمونه هایی از زندگی طبقه ی کارگر آمریکا و کارگران مهاجر در آن دوران هستند. اشتاین بک در سال 1962 برنده ی جایزه نوبل ادبیّات شد.
وی در بیستم دسامبر سال 1968چشم از این جهان فرو بست.
فعلا یا علی ![]()
